پيغام مدير : ღ Ir.Nim4@YaHoO.CoM ღ
--------------------كد لينك ما :
براي دريافت مطالب آموزشي اينجا عضو شويد :
برنامه نویسی
مزاحم تلفنی پیله قهر ×××شب های بارانی××× ستاره بی ستاره رویای تلخ همه چی...؟ یه دختر چپ دست موفقیت *•. .•* جکهای توپ *•. .•* خالی با سرکش دیونه نشی بیای تو جدیدترین اهنگهای پاپ و رپ نقره فام جوک و SMS هنگامه زن زیادی ۩۩ مدل مو ۩۩ گاگول (هومن) شعر آرشيو لينكدوني
ღ نیما ღ
پیام های مدیر آخوندی که کپ کرده مطالب عاشقانه دانستنی ها به این میگن اراده اینو حتما ببین عکس جالب تفنگ بازی فردوسی پور عکس مهناز افشار خوشکلترین مرد دنیا جوک و SMS شناسنامه گوگوش
هفته اوّل شهریور 1387 هفته چهارم مرداد 1387 هفته سوم مرداد 1387
برای جستجو در همين صفحه وبلاگ واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنید :
آدرس هاي ديگر وبلاگ ir-blog.co.sr ir-blog.com.au.tp
شناخت ( مطالب عاشقانه )
شناخت ستارگان جهان چندان دشوار نیست
که شناخت انسانها
به ویژه شناخت مردمانی که
آنان را دوست داریم
لينك ثابت
به کجای دنیا رسیدی؟؟؟ ( مطالب عاشقانه )
روی سر دری خونه گلای یاس بهاری
یادته ازم گرفتی گفتی واسه یادگاری
روی دفترت گذاشتی اسمم زیرش نوشتی
گفتی تا آخر عمرت اونا رو نگه میداری
عمریه رو سر دریمون گل یاس میاد ومیره
اما هیچ کس تو دل ما جات رو هیچ وقت نمی گیره
روزای رفته رو امروز همه رو مرور میکردم
از توی اون کوچه بازم دوباره عبور میکردم
انگاری دل دیگه مرده توی اون کوچه دلی نیست
رو گلا ییاس خونه دیگه اون عطر گلی نیست
بگو تا این همه سالها مثل من کسی رو دیدی
یا که عاشق تر از من به کجای دنیا رسیدی
قالب ( پیام های مدیر )
سلامی از روی ارادت نه فقط از روی عادت (عجب چیزی گفتما)
من نیمام
اینقدر گفتید قالب زشته که بلاخره عوضش کردم
حالا قالب چه طوره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
( عکس جالب )
دنیا ( )
دنیا شکنجه گاه انسان هاست
انسانهایی که در دادگاه خدا
به خاطر خطای پدر به زجر کشیدن محکوم شدند
انسانی که اسیر سرنوشتی محتوم شدند
و به دنیای تبعید شدند
که با دریدن یکدیگر مجازات شوند .
همدرد ( )
برو همدرد. از کویر خشک عبور کن جای ماندن نیست کویری که سراب ها یش هم خشکیده کویری که خارهایش حسرت فرو رفتن دارد کویری که مارهایش نیش زدن را عبادتی بزرگ می شمارد کویری که زندانیش منم برو به دیگران بگو چطور ما حسرت هایمان را بر دوش کشیدیم اینجا کسی نمانده تا برایش قیام کنم که خنجر انتقام در دست بینوایان برق می زند برو جایی که خدایی داشته باشد برو جایی که خدایش قدرت شنیدن داشته باشد خاکستر مردگان را با خود ببر شاید دیگران بدانند شاید دیگران بتوانند شاید سکوت خاکستر نشینان را جایی بتوانند بخوانند اگر مرگ را دیدی گستردگی انتظارم را بر مرگ بازگو کن زمان زمان ایستادن نیست برو برو برو که ما را ماندن و رفتن یکی ست مامرگ را دیوانه وار انتظار می کشیم آرزویی نمانده است بهشت ازرانی دیگران خدا ما را فراموش کرده است برو از کویری که در آن امیدی نیست برو تا خاکسترت را باد نبرده برو همدرد اینجا جای ماندن نیست
( مطالب عاشقانه )
زمان کار خودش را خواهد کرد
چه به نماز ایستاده باشی
چه به گناه
نشسته باشی
نه زندگی را رهایی هست
نه مرگ را گشایشی
همواره صدا هایی می آید
صدایی
کودکی به زندگی محکوم می شود
صدایی دیگر
پیری از زندگی محروم می شود
***********************
گیتار دستهای تو را تار می شوم
در بین دستهای تو سیگار می شوم
تو دوری آنچنان که به گردت نمی رسم
من هم برای درک تو دشوار می شوم
تو لاشه می شوی همه را دور می کنی
من دور لاشه ات لب کفتار می شوم
آن بار اگر چه بی تو برایم صفا نداشت
اینبار می کشم پر از افکار می شوم
تو دود می کنی مگر اوراق می شوی
من قطعه قطعه وارد بازار می شوم
هی تو شراب و شعر و من خسته و خمار
هی می خورم دوباره و هشیار می شوم
شنگول مثل نئشه شدن گیج می زنم
تر یا که خشک سوخته بر دار می شوم
سنجاق و سیم و شعله ی آبی نشد نشد
من با تو دود می شوم انکار می شوم
فرقی ندارد این که تو فردا چه می کشی
کش آمده زمان و من آزار می شوم
تو بی شباهتی به من انگار آینه
من قاب عکس کهنه ی دیوار می شوم
مثل کلاغ می پری و دور می شوی
تو غارغار شو که منقار می شوم
بی حوصله همیشه گرفتار مثل من
من از گناه تو پر و سرشار می شوم
از غرغر شبانه مادر نگو به من
با اینهمه حیای تو بی عار می شوم
ای خسته تو . تو آینه ای یا سرود من
زنگاردار و خط خطی و خار می شوم
نه آشنایی و نه غریبه خود منی
من جان برای درد تو گفتار می شوم
خودخواهی بهانه نمی خواهد
ایثار کن
***************
من شکست خوردنم را
در نبرد خدا و شیطان
سر افکندگی نمی شمارم
مگر خدا راننده ی شیطان نبود
٫
در جنگ بی پایان خدا و شیطان
من محکوم به شکستم
**********************
در دیار من
برای برخاستن و پیشی گرفتن
هیچ وقت دیر نیست
زیرا همه نشسته اند !!!
مرا ببخش ( )
رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
راهی بجز گریز برایم نمانده بود
این عشق آتشین پر از درد بی امید
در وادی گناه و جنونم کشانده بود
رفتم که داغ بوسه پر حسرت ترا
با اشکهای دیده ز لب شستشو دهم
رفتم که نا تمام بمانم در این سرود
رفتم که با نگفته بخود آبرو دهم
رفتم ‚ مگو ‚ مگو که چرا رفت ‚ ننگ بود
عشق من و نیاز تو و سوز و ساز ما
از پرده خموشی و ظلمت چو نور صبح
بیرون فتاده بود یکباره راز ما
رفتم که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم
در لابلای دامن شبرنگ زندگی
رفتم که در سیاهی یک گور بی نشان
فارغ شوم کشمکش و جنگ زندگی
من از دو چشم روشن و گریان گریختم
از خنده های وحشی طوفان گریختم
از بستر وصال به آغوش سر هجر
آزرده از ملامت وجدان گریختم
ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز
دیگر سراغ شعله آتش زمن مگیر
می خواستم که شعله شوم سرکشی کنم
مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر
روحی مشوشم که شبی بی خبر ز خویش
در دامن سکوت بتلخی گریستم
نالان ز کرده ها و پشیمان ز گفته ها
دیدم که لایق تو و عشق تو نیستم
عاشقانه ( )
بگذار سر به سینه ی من ، تا که بشنوی ،
آهنگ اشتیاق دلی دردمند را ،
شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق ،
آزار این رمیده ی سر در کمند را
بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت :
اندوه چیست ، عشق کدامست ، غم کجاست ؟
بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمری است در هوای تو از آشیان جداست
دلتنگم آنچنان که اگر بینمت به کام ،
خواهم که جاودانه بنالم به دامنت
شاید که جاودانه بمانی کنار من
ای نازنین – که هیچ وفا نیست با مَنت –
تو، آسمان آبی آرام و روشنی ،
من ، چون کبوتری که پرم در هوای تو
یک شب ستاره های تو را دانه چین کنم !
با اشک شرم خویش بریزم به پای تو ،
بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح ،
بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب ،
بیمار خنده های توام ، بیشتر بخند !
خورشید آرزوی منی ، گرم تر بتاب !
..: آخرین ارسال ها :..
کپی برداری از مطالب وبلاگ با ذکر منبع هم مجاز نمیباشد!!!!! .All Rights Reserved 2005-2006 © by ir-blog.Blogfa.comThe Template Designed By Sasan Nobakht @ www.iroweb.com